گرمای 44 درجه

الف)

اسم فیلمشو یادم نیست.اصلن هیچی از موضوعش هم یادم نمونده ولی تنها چیزی که ازش یه تصور ذهنی دارم آیین قبیله ای شون بود.وقتی زمونه بهشون سخت میگرفت جزئی از وجودشون رو میکندند میریختند دور.موهاشونو قیچی میکردند.ابرو هاشونو میچیدند.ناخن میگرفتند و ...

ناخنام خود به خود از ریشه می شکست.زمونه سخت گیر شده.بهار داره به اوج خودش میرسه.

ناخن گیرمو برداشتم،شروع کردم به گرفتن ناخنام.ده تا ناخن رو از ته ته گرفتم.طوریکه نمیتونم با صفحه تاچ گوشیم درست اس ام اس بدم...

ب)

از اول ترم ِ یک تا الان که آخر ترم ششه هر ترم داریم آناتومی گوش رو میخونیم.دیگه کم کم داره باورم میشه که گوش فرمانروای بدنه.اصلن بیخیال مغز...قلبم که این وسط حکم موزاییک رو داره!!!

ج)

سیم کارتمو دوست دارم.حتی بیشتر از گوشی صورتی م که صفحه ش از شدت خّش شده شبیه کتابای خط بریل نابیناها.سیم کارتمو دوست دارم چون 0913 اولش یه خرده از هویت مو میرسونه.مثل این سیم کارتای ... نیست که با یه 093و خرده ای آدمو بی هویت میکنه.معلوم نیست طرف از شرق بهت زنگ میزنه یا جنوب شرق.سیم کارتمو دوست دارم وگرنه تاالان هزار باره انداخته بودمش دور تا حداقل هفته ای یه بار یه شماره ناشناس بهم پیام نده...

د)

به جای اس ام اس بازی نصفه شبمون که تازه از ساعت دو شروع میشد: سهم من گرفتن یه تسبیح تو دستمه و ذکر گفتن و ناله کردن و فکر کردن

سهم تو:قرص خوردن و خوابیدن 20 ساعته تو روز و گریه و ناله و گریه و ناله و قرص خوردن و گریه و ناله و خواب

میگما تو هم شروع کن ناخناتو بگیر.موهاتو بچین.ابروها تو بکن.ببین چی میشه.من امروز امتحانش کردم.ناخنامو گرفتم.همون ناخنایی که تو حالتشو دوست داشتی.ی جور انتقام آیینی یه.خودم دیدمش تو فیلم.ناخناتُ بگیر.انتقام بگیر.زمونه سخت گرفته


برچسب‌ها: پلان یک
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد ۱۳۹۲ساعت 18:53  توسط   |