ازین صبح های هیچوقت نیامده


غلت میزنم توی تخت خوابم...گوشی ام را نگاه میکنم تا ساعت را ببینم...شش صبح است با یک پیام خوانده نشده...

پیام را باز میکنم...نوشته:صبح بخیر/دوستت دارم...ساعت شش صبح است...توی تخت خواب غلت میزنم...میخندم...طویل میخندم...بوی یاس می آید...تا ساعت نه صبح غلت میزنم و به دوستت دارم گفتنش فکر میکنم...صبح خوبی ست...صبح خیلی خوبی ست...


برچسب‌ها: مخفف اسمت چی بود, این فقط یک هذیان است
+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر ۱۳۹۲ساعت 10:48  توسط