مشکل ما این نیست که برای شیرین کردن زندگی،معجزه نمیکنیم.مشکل ما این است که همان قدر که ویران میکنیم،نمی سازیم.همان قدر که کهنه میکنیم،تازگی نمیبخشیم.همان قدر که دور میشویم،باز نمیگردیم.همان قدر که آلوده میکنیم،پاک نمیکنیم.همان قدر که تعهدات و پیمان های نخستین خود را فراموش میکنیم،به یاد نمی آوریم.همان قدر که از رونق می اندازیم،رونق نمیبخشیم.مشکل این است که از همه ی رویاهای ِ خوش ِ آغاز دور میشویم و این دور شدن به معنای قبول سلطه ی ِ بی رحمانه ی زمان است.بر سر قول و قرارهای نخستین نماندن،باور پیر شدگی روح است و خواجگی عاطفه.عشق چاه ویل را هم پر میکند.
یک عاشقانه ی آرام/نادر ابراهیمی/صفحه ی 103
برچسبها: کتابخانه ی حصیری ام
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۲ساعت 10:44  توسط