زندگی مردها
اگر مرد به دنیا آمدی،از این بیم نخواهی داشت که در خم یک کوچه ی تاریک به تو تجاوز شود.برای اینکه در اولین نگاه تو را بپذیرند به صورت زیبا نیاز نداری.و برای پنهان کردن هوشت محتاج اندام موزون نیستی.با هرکس که بخواهی،هستی بدون اینکه مجبور به تحمل قضاوت های بدخواهانه باشی،به تو نخواهند گفت که گناه،روزی پدید آمد که تو سیبی از درخت برچیدی.کمتر خودت را خسته و درمانده خواهی کرد.می توانی بی آنکه مسخره ات کنند،نافرمانی کنی.می توانی بدون اینکه یک شب با احساس فرو افتادن در گرداب بمانی دوست بداری،بدون این که در آخر کار دشنام بشنوی از خودت دفاع کنی...طبعا الزام های دیگر و بی عدالتی های دیگری را تحمل خواهی کرد. زندگی برای یک مرد هم همچنان آسان نیست،حرفم را باور کن.چون که اندامت قوی تر خواهد بود،بارهای سنگین تری بر تو خواهند نهاد.مسئولیت های مستبدانه ای بر تو تحمیل خواهند کرد.چون ریش داری اگر گریه کنی بر تو خواهند خندید،حتی اگر محتاج به محبت باشی.در جنگ به تو دستور خواهند داد که بکشی یا بمیری،و تو را ملزم خواهند کرد که در ظلم و جور ایجاد شده در دوران غار نشینی شری جرم باشی.و با وجود این،یا بهتر بگویم به این خاطر،مرد بودن حادثه ی شگفت انگیزی است...
نامه به کودکی که هرگز زاده نشد/اوریانا فالاچی/ترجمه زویا گوهرین
برچسبها: کتابخانه ی حصیری ام