از سری لبخندها
توی این کثافت دونی ِ دنیا،وسط این همه آدم های تشنه ی دیدن آزار دیگران،بین استرس شدن یا نشدن،بودن یا نبودن،با داشتن کلی هراس و غیره و غیره و هر ناخوشی ِ دیگری که همزمان دور کره ی زمین میچرخنند،اتفاق هایی می افتد که تو را به آدم هایی میرساند که میفهمی،خوش شانسی مختص به سیندرلا نبود و هفت کوتوله صرفن هفت کوله ی گوش دراز نیستند.آدم هایی هستند که شاید هیچ وقت نبینی شان ،اما گاهی بدون آنکه بدانند خودت متوجه میشوی یا نه،تو را خوشحال میکنند...
+خیلی اتفاقی رفتم توی این وبلاگ،دیدم ی قسمتی از مصاحبه ی لینک زن باهام رو گذاشته و...کامنتا رو که باز کردم چشمم افتاد به این:

برچسبها: لبخند نارنجی و قرمز
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 17:8  توسط
|