قرار است شب بروم جایی ک هیچ کس نیست و اگر هست مرا نمیشناسد و اگر میشناسد کم میشناسد

خسته ام از ادما

میخاهم یک شب و روز گم شوم

میروم کنج یک خانه ی پر نور


برچسب‌ها: تک ثانیه های زندگی
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 13:37  توسط   |